" هوالحق"                         مقاله پیرامون توحید صفاتی            

"لیس کمثله شیء"

"ستایش مخصوص خدایی است که هستی او مبدأ آفرینش  است بی آن که  ذات ازلی او را ابتدایی باشد و آخر در وجود است بی آن که برای آن حقیقت ابدی آخر و انتهایی تصور شود. موجودی قبل از او و بعد از او نتواند بود. ذاتی است که دیده ی بینندگان از دیدنش قاصر و فهم و اندیشه ی توصیف کنندگان از نعمت و وصفش عاجز است." صحیفه ی سجادیه/دعای اول                                                                                                

                               ***************************************

توحید صفاتی:

به این معناست که صفات خداوند از ذاتش جدا نیست و همچنین این صفات از صفات دیگر هم جدا نیست, به عنوان مثال علم و قدرت در ما انسان ها دو صفت است که بر ذات ما عارض شده است ؛ذات ما چیزی است و علم و قدرت ما چیزی دیگر و از طرف دیگر علم و قدرت هم دو صفت جداگانه در وجود ما می باشد زیرا مرکز علم ,روح ماست و مرکز قدرت جسمانی بازو وعضلات ما ,ولی درخداوند نه صفاتش زائد بر ذات اوست ونه جدا از یکدیگرند بلکه وجودی است تمامش علم,تمامش قدرت،تمامش ازلیت و ابدیت. اگر غیر از این باشد,لازمه اش ترکیب است واگر مرکب باشد,محتاج به اجزا می شود و شئ محتاج هرگز واجب الوجودنخواهد بود.                                                                           

                             **********************************************

پس از بیان این مقدمه ,نکاتی را برای فهم بیشتر مطلب متذکر می شویم:

نکته ی اول:تمامی افعال خداوند از صفات او سرچشمه می گیرد,اگر عالم هستی را با نظام آفرید و در همه چیز میزان قرار داد,«حکمت»  اوایجاب می کرد و اگر قانون عدالت را در همه چیز حکم فرما فرمود,«علم و عدل» او ایجاب می کند و اگر مجرمان را در انواع مجازات ها گرفتار می سازد«منتقم»بودنش,اقتضا می نماید واگر مومنان صالح را مشمول انواع مواهب معنوی ومادی در این جهان و جهان دیگر قرار می دهد,«فضل و رحمت» واسعه ی او ایجاب می کند,لذا اسم خداوند به صفات او اشاره دارد و صفات او هم عین ذات پاک اوست.

نکته ی دوم:از آن جا که علم و دانش ما ,بلکه تمام هستی ما محدود است,هرگز نمی توانیم به کنه و حقیقت خداوند که نامحدود است ,برسیم,چرا که آگاهی از کنه خداوند چیزی به معنی احاطه بر اوست,چگونه موجود محدود می تواند احاطه بر ذات نا محدود پیدا کند,همچنین شناخت «صفات» خدا که عین«ذات»اوست نیز ,برای موجود محدودی هم چون ما امکان پذیر نیست. بنابراین آن چه ما از ذات و صفات خدا می دانیم یک علم اجمالی است و بیشتر بر محور آثارش دور می زند .از سوی دیگر چون الفاظ ما برای رفع نیازمندی های زندگی روزمره ی ما وضع شده,هرگز نمی تواند بیانگر ذات و صفات نامحدود حق باشد,لذا الفاظ علم و قدرت, حیات و ولایت و مالکیت ,وسایر الفاظی که بیان گر الفاظ ثبوتیه و سلبیه اوست,رنگ دیگری به خود می گیرد و این جاست که گاه به تعبیراتی برخورد می کنیم که از یک نظر سطحی, متناقض ومتضاد است,اما با دقت روشن می شود که همه بیانگر یک واقعیت است.مثلا می گوییم؛خداوند هم «اول»است وهم«آخر» , هم«ظاهر»است و هم «باطن»,با همه چیز است اما همراه آن ها نیست و جدا از همه چیز است ,اما بیگانه از آن ها نیست. البته اگر با معیار مفاهیم این الفاظ در موجودات محدود وممکن سخن بگوییم چیزی که اول است نمی تواند آخر باشد و چیزی که ظاهر است نمی تواند باطن باشد ولی هنگامی که این الفاظ را درافق ذات بی نهایت او می بینیم,همه با هم جمع است چرا که موجود نامتناهی در عین اول بودن,آخر, و درعین ظاهر بودن,باطن است. این جاست که می گوییم مهم در شناخت اوصاف جمال و جلال خداوند,این است که به این حقیقت توجه داشته باشیم که «لیس کمثله شئ»

نتیجه ی بحث:با توجه به نکاتی که اشاره شد,می توان بیان کرد که از خطرناک ترین پرتگاه هایی که بر سر راه پویندگان طریق «معرفة الله» قرار دارد ,همان پرتگاه«تشبیه» است که خدا را در وصفی از اوصاف ,شبیه مخلوقاتش بدانند,این امر سبب می شود که به «دره ی شرک» سقوط کند. لذا می توان گفت تمام عوارض مخلوقین و صفات موجودات و هرگونه نقص و محدودیت از ذات پاک خداوند به دور است و این همان توحید ذاتی و صفاتی است.                                                                                             

                                       ****************************************

"دست اندیشه های بلند به دامن کبریائیش نرسد تا در حد و نهایتی محدودش کند و هوشمندان نتوانند نقش او را در خیال,تصویر نمایند,حواس از درکش عاجز و دست ها از لمسش ,قاصرند,تغییر در او راه ندارد و گذشت زمان هیچ گونه تبدیل  و دگرگونی برای او به وجود نیاورد. حد و نهایتی برای او نیست و انقطاع و انتهایی ندارد." نهج البلاغه/خطبه ی 186                                                               

 

«سبحان ربّک ربّ العزة عمّا یصفون و سلامٌ علی المرسلین و الحمدلله ربّ العالمین» 180-182/صافات

فاطمه گندمکار قمصری

کد پرسنلی:018288 38

همراه:09132763477